عبد الشكور فلاح

36

زينة القرآن ( آموزش تجويد قرآن ) ( فارسى )

آن منطبق مىشود و خاليگاه ميان سقف دهان و روى زبان باقى نمىماند . 8 - انفتاح انفتاح در لغت به معناى بازشدن و ضد اطباق است . هنگام تلفظ حروف منفتحه كه تعداد آنها بيست و چهار حرف ( غير از حروف مطبقه ) مىباشد ، زبان با كام منطبق نمىشود و عملا بين آنها شكاف و گشادگى ايجاد مىگردد . 9 - اذلاق اذلاق به معناى تيزى و روانى است . حروف مذلقه عبارت‌اند از : ف - ر - م - ن - ل - ب ( فرّ من لبّ ) « 1 » . حروف مذلقه شش حرف و دو قسم هستند . يك قسم آن سه حرف « ر - ن - ل » كه در ادا و تلفظ آنها اندكى كنارهء زبان دخالت دارد و قسم دوم سه حرف « م - ب - ف » كه هنگام اداى اين سه حرف كنارهء لبها نقش اساسى را ايفا مىكند . دربارهء اين صفت مىتوان گفت كه حروف مذلقه از مخرج خود به طور خفيف و سبك و بدون زحمت ادا مىشوند . 10 - اصمات اصمات ضد اذلاق است . حروف باقىمانده ( مصمته ) در حالت خروج از مخرج به سنگينى و عدم سهولت ادا مىشوند . كلمهء چهار حرفى و پنج حرفى كه حداقل يك حرف مذلقه نداشته باشد ، غيرعربى است ، مانند : عسجد ( طلا ) صفات فرعى ( غيرمتضاد ) حروف علّامه ابن الجزرى در كتاب النّشر تعداد صفات فرعى ( غيرمتضاد ) را كه ضد

--> ( 1 ) - ترجمه : او از عقل فرار كرده است .